خرید بک لینک

خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد

خبرت هست که دی طی شد و تابستان شد...

برچسب: نویسنده: نگین زارعی تاريخ: پنجشنبه 21 فروردين 1399 ساعت: 15:41

توی کتاب جز از کل

همه بچه ها دارن صندلی بازی میکنن

و منتظرن موسیقی قطع بشه تا روی صندلی بشینن

همه در تب و تاب ان که یه وقت نسوزن و به موقع بشینن

در همین حین راوی قصه میگه:

بازی یک جور تمثیل است؛ به اندازه کافی

صندلی یا خوشبختی وجود ندارد که به همه برسد

همینطور غذا، همینطور شادی

همینطور تخت و شغل و خنده و دوست و لبخند و پول

و هوای تمیز برای نفس کشیدن...

و موسیقی همچنان ادامه دارد.

برچسب: نویسنده: نگین زارعی تاريخ: پنجشنبه 21 فروردين 1399 ساعت: 15:41

ایران از سالار عقیلی

یادم می یاره چقدر دلم برای شنیدن

یه شعر جدید از افشین یداللهی تنگ شده...

برچسب: نویسنده: نگین زارعی تاريخ: پنجشنبه 21 فروردين 1399 ساعت: 15:41

Pk یه کمدی شاد با یکم چاشنی خداشناسی بود

چقدر خندیدم

---

انگل یه کمدی سیاه بود با چاشنی تفاوت زندگی در طبقات مختلف جامعه

چقدر درد کشیدم

پ.ن: من فیلمی که ۱۰ نفر تاییدش نکنن رو نمی ببنم

چه توی کامنت ها چه توی دوست هام

خیلی کلنجار رفتم نبینمشون ولی فهمیدم چقدر دیدنشون نیاز بود

برچسب: نویسنده: نگین زارعی تاريخ: پنجشنبه 21 فروردين 1399 ساعت: 15:41

صفحه بندی